عادتم شده در عشق
این غزل از ساخته های سال های دور استاد قهرمان است .
عادتم شده در عشق گاه گفتگو كردن
خنده بر لب آوردن گريه در گلو كردن
مىشود ز دستم گم رشته ی سخن صدبار
گر شبى شود روزى با تو گفتگو كردن
از تو گوشه ی چشمى ديد چشم و حاشا كرد
بايدش چوآیينه با تو رو به رو كردن
دردمند عشقت را حال ، از دو بيرون نيست
يا زعشق جان دادن يا به درد خو كردن
اى اميد جان ! گفتى : چيست آرزوى تو ؟
گر وصال ممكن نيست ترك آرزو كردن
غرق مىكنم در اشك خويش را شبى چون شمع
پيش محرمان تا چند ؟ حفظ آبرو كردن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت   توسط حامد علیزاده
|