این قطعه را مرحوم اخوان برای دوستش محمد قهرمان سروده است . تاریخ سرایش آن در ارغنون ،
اسفند هزار و سیصد و چهل و دو ذکر شده . اینک این شعر را از کتاب ارغنون ، چاپ سیزدهم ،
صفحه ی ۱۵۶ نقل می کنیم :
اسما شنیده ام ز سما آید و یقین
بر هر کسی ز معنی نامش نشان نهند
خیلی فرشته اند و چنین است کارشان
تا فی المثل نه نام چنین را چنان نهند
هر اسم را پدید شود وجه تسمیت
وز بهر قفل راز ، کلید نهان نهند
بسته ست راه چون و چرا ، زانکه نام ها
بر همگنان خلق زمین ، زآسمان نهند
اما من این حدیث نمی دارم استوار
گیرم برونم از شمر همگنان نهند
ما در میان نهیم که انکار ما چرا ست
وآنان که منکر ما ، هم ، در میان نهند
پیزی افندیان زبون را به خیره ، نام
رستم تکین به صولت و سهراب خان نهند
این را که اعور است ، گر اعمی ست ، عین دین
وان را که اخرس است ، طلیق اللسان نهند
بس تهمت است زلفعلی بر کلان ، چنانک
زیبایک حسین به دیو کلان نهند
اسما گر از سما ست ، خبر را چرا عیان
خوانند خلق و نام یقین بر گمان نهند ؟
ویحک چرا محمد ما را که بود و هست
دریای لطف و مهر ، لقب قهرمان نهند ؟
از روشنی و گرمی ، با مهر ماند او
هان نام قهرمان ز چه بر مهرمان نهند ؟
او لطف محض ، عین وفا ، ذات مردمی ست
نامش سزد لطیف و لقب مهربان نهند
* * *
اینجا فرشته ای به زمین آمد از سپهر
زان سان که طیر پا به لب آشیان نهند
گویی که بود تابعه زان جادویی گروه
کافسون شعر در نفس شاعران نهند
گفت : ای امید ! ای که تو را نام می سزد
چاووش کاروان غمان زمان نهند !
او قهرمان کشور شعر است و اهل فضل
گردن به حکمرانی این پهلوان نهند
امروز آن اوست تولای هندوان
وین قوم سر به سجده بر آن آستان نهند
نظمش به رتبتی ست که کسر آیدش اگر
همتای نظم صائب جادو زبان نهند
گر عرفی و کلیم بر آرند سر ز خاک
بس بوسه ها به کلک وی و آن بنان نهند
خواهند اگر به کنه یکی بیت او رسد
باید که تن به رنج یکی امتحان نهند
پیوند کرد بایدشان بیت های خویش
تا زیر پای فکرت خود نردبان نهند
* * *
تا بر سپهر ، مهر چو پوشید چشم و چهر
چندین هزار چشم دگر پاسبان نهند ،
مرد بخیل تا رمد از میهمان ولی
قوم کریم در بگشایند و خوان نهند ،
تا چشم عاشقان جفا دیده ، فی المثل
باشد چنان که آینه پیش خزان نهند ،
ای دوست ! شادخور زی و جاوید شادمان
که ت نعت و نام ، شادخور و شادمان نهند
سر و سرور بر غرف خاطرت نثار
تا از نجوم پنجره در آسمان نهند
مهدی اخوان ثالث