تبليغاتX
محمد قهرمان

محمد قهرمان

وبلاگ دوستداران استاد محمد قهرمان

باور نمی کردم

 این غزل زیبای استاد قهرمان را بسیار دوست دارم . حیف است 

دیگران نشوند .

باور نمى‏كردم كه آن زيبا   يك روز چون من پير خواهد شد

نقش جوانى رنگ خواهد باخت   نقشى دگر تصوير خواهد شد 

 

كى باورم مى‏شد كه خواهد زد   دست قضايش چين به پيشانى ؟

وان گيسوان طعنه‏زن بر قير   كم‏كم به رنگ شير خواهد شد 

 

اى مهربان با عالم و آدم !   زين پيرتر از خود مشو غافل‏

اميد او را زنده مى‏دارد   رحمى و گرنه دير خواهد شد 

 

هان تا نپندارى كه جان در تن   آسوده است و جاى خوش كرده‏

مرغى كه با پرواز خو دارد   زود از قفس دلگير خواهد شد 

 

در خواب ديدم شب كه مى‏آيى بس روز و شب در اين خيالم رفت‏

پنداشتم امروز يا فردا   خواب خوشم تعبير خواهد شد

 

در سعى بى‏حاصل سرآمد عمر   دردا كه تا آخر ندانستم‏

هر رشته ی تابيده ی تدبير   سر در گم از تقدير خواهد شد 

 

صد آرزوى مانده در دل را   كشتم به دست خود كفن كردم‏

غافل كه گر ناحق بريزى خون   يك روز دامنگير خواهد شد

 

اى دوست ! غير از دوستت دارم   گر جمله‏اى دانى بده يادم‏

كاين ورد از بسيارى تكرار   كمرنگ و بى‏تاثير خواهد شد

 

از بس كه دارم شوق ديدارت   عمرى اگر پيش نظر باشى

كى از تماشاى جمال تو   چشم و دل من سير خواهد شد ؟

 

                                                                   8 / 8/ 77   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت   توسط حامد علیزاده  |