کوزه ی سبزنا
این رباعی را استاد قهرمان به تازگی و به مناسبت پهن شدن سفره ی هفت سین سروده اند
با هم بخوانیم :
ای کوزه ی سبزنا ! که سبزت کرده ست ؟
کز جلوه ی خود کنی نگاهم را مست
آیا دانی آنکه به مهرت پرورد
ده روز دگر افکندت خوار از دست ؟
وبلاگ دوستداران استاد محمد قهرمان
این رباعی را استاد قهرمان به تازگی و به مناسبت پهن شدن سفره ی هفت سین سروده اند
با هم بخوانیم :
ای کوزه ی سبزنا ! که سبزت کرده ست ؟
کز جلوه ی خود کنی نگاهم را مست
آیا دانی آنکه به مهرت پرورد
ده روز دگر افکندت خوار از دست ؟
مجله ی بخارا هنگام انتشار این شعر نامش را گذاشته بود مدار عمر .
ز دور دستى منزل چه بيم بود مرا ؟
كه پيش پاى رهى مستقيم بود مرا
ز بس كه راحت و زحمت بدل شدند به هم
مدار عمر به اميد و بيم بود مرا
به خوان خويشتنم خواند بهر دل خوردن
صلاى رنج ز چرخ لئيم بود مرا
رواج وعده خلافى مگر نمىديدم ؟
كه باز چشم وفا از كريم بود مرا
به ذوق يار نو از من گسست رشته ی مهر
كسى كه دوست ز عهد قديم بود مرا
فسون وصل دميدند و كارساز نشد
كه دل ز تيغ جدايى دو نيم بود مرا
چه غم كه صحبت اميد را دوامى نيست ؟
خوشم به يأس كه عمرى نديم بود مرا
چو برگ زرد نمىرفت پاى سستم پيش
اگر چه دست به دست نسيم بود مرا
نشد ستاره ی تاريک بخت من روشن
سياه روزى طفل يتيم بود مرا
13/11/70